عشق مامان و بابا

بدون عنوان

نیکا دخترم قشنگم تو الان شدس تموم هستی من الاهی فدات شم خیلی وقته وب تو اپ نکردم نمیدونم از کجا برات بگم از بعد زایمان کامپیوتر نمیتونم وب تو اپ کنم نمیدونم چرا نمی شه همش با گوشی اپ میکنم خیلی هم سخته دوست داشتم تموم عکس هات و بزارم تو بیمارستان خنده هات بازی هات گریه هات ایشالا زودی د زست شه بیام و تموم عکس هات و بزارم الان شما 3ماه و 28روزته عزیزم و 2روز دیگه واکسن 4ماهته خدا به دادم برسه ایشالا اذیت نشی و تب نکنی اخه واکسن 2ماه خیلی اذیت کردی تو شهر غریب اخه الان 1ماه از شمال وو پیش مامان جونی اومدم بندر چقدر جدایی ازشون برام بعد 9ماه سخت بود اما بلاخره باید میومدم خونه خودمون کنار بابایی مادر جونی خیلییییییی برات دلتنگی میکنه  ...
25 ارديبهشت 1394

خاطره ی زایمان

با تمام وجود استرس اومدنت و داشتم نگران سلامتیت مضطرب بودم همیشه کلا تو دوران حاملی خیلی خودم و سر چیزای کوچیک و الکی که مربوط بهت بود اذیت میکردم مثلا تا حرکت نمیکردی زبونم لال فکر میکردم چیزیت شده اینقدر دعا میخوندم و اب قند میخوردم تا حرکت کنی ویار شدید بارداری تا اخر 5 ماه و اومدن به خونه مادر جون و دوری از بابا کلا خیلی سخت گذشت اما شکر خدا خوب و خوش گذشت برسیم به شب قبل زایمان اصلا باورم نمیشد که من قراره سز بشم قراره نی نی گلم و بغل کنم  کلا شب رویایی بود بابایی اومد شمال چند روز قبل زایمان اون شب دختر عموم اومد پیشم که تنها نباشم خلاصه تمام وسایل بیمارستان و اماده کردیم و ساغت شد 12 که بابا و مادر جونی و دایی تو پذیرایی خوابیدن...
15 بهمن 1393

بدون عنوان

ای تموووووووووووووم زندگیم سلاممممم نیکا نازنینم سلام عزیز مامان شیطون مامانی قربونت برم امیدوارم که این چند هفته باقیمونده حسابی تو دل مامانی رشد کنی و بزرگ بشی باورم نمیشه خدارو 1000 بار شکررررررر که رفتم توی هفته 35بارداریییی اصلا باورم نمیشه فقط میتونم خدارو شکر کنم سپاس گذارش باشم الان شما 35هفته ای و مامانی هم دارم لحظه ها و ساعت ها و ثانیه هارو برای بغل کردنت و بوسیدنت میشمارم خیلی روز های اخر دیر میگذره مامانی چون همش منتظرم که بیای البته سر وقتشا حرکاتت اوم تر شده مامان خودت و همش کش میدی دیگه انگار جا نداری که حسابی شیزنت کنی راستی بابایی اومثه بود پیشم از بندر اما   زیاد مرخصی نداشت و رفت همش 2هفته موند اما سری اتلیه رفتیم که...
29 آذر 1393

بدون عنوان

ای تموووووووووووووم زندگیم سلاممممم نیکا نازنینم سلام عزیز مامان شیطون مامانی قربونت برم امیدوارم که این چند هفته باقیمونده حسابی تو دل مامانی رشد کنی و بزرگ بشی باورم نمیشه خدارو 1000 بار شکررررررر که رفتم توی هفته 35بارداریییی اصلا باورم نمیشه فقط میتونم خدارو شکر کنم سپاس گذارش باشم الان شما 35هفته ای و مامانی هم دارم لحظه ها و ساعت ها و ثانیه هارو برای بغل کردنت و بوسیدنت میشمارم خیلی روز های اخر دیر میگذره مامانی چون همش منتظرم که بیای البته سر وقتشا حرکاتت اوم تر شده مامان خودت و همش کش میدی دیگه انگار جا نداری که حسابی شیزنت کنی راستی بابایی اومثه بود پیشم از بندر اما   زیاد مرخصی نداشت و رفت همش 2هفته موند اما سری اتلیه رفتیم که...
29 آذر 1393

بدون عنوان

ای تموووووووووووووم زندگیم سلاممممم نیکا نازنینم سلام عزیز مامان شیطون مامانی قربونت برم امیدوارم که این چند هفته باقیمونده حسابی تو دل مامانی رشد کنی و بزرگ بشی باورم نمیشه خدارو 1000 بار شکررررررر که رفتم توی هفته 35بارداریییی اصلا باورم نمیشه فقط میتونم خدارو شکر کنم سپاس گذارش باشم الان شما 35هفته ای و مامانی هم دارم لحظه ها و ساعت ها و ثانیه هارو برای بغل کردنت و بوسیدنت میشمارم خیلی روز های اخر دیر میگذره مامانی چون همش منتظرم که بیای البته سر وقتشا حرکاتت اوم تر شده مامان خودت و همش کش میدی دیگه انگار جا نداری که حسابی شیزنت کنی راستی بابایی اومثه بود پیشم از بندر اما   زیاد مرخصی نداشت و رفت همش 2هفته موند اما سری اتلیه رفتیم که...
29 آذر 1393

بدون عنوان

ای تموووووووووووووم زندگیم سلاممممم نیکا نازنینم سلام عزیز مامان شیطون مامانی قربونت برم امیدوارم که این چند هفته باقیمونده حسابی تو دل مامانی رشد کنی و بزرگ بشی باورم نمیشه خدارو 1000 بار شکررررررر که رفتم توی هفته 35بارداریییی اصلا باورم نمیشه فقط میتونم خدارو شکر کنم سپاس گذارش باشم الان شما 35هفته ای و مامانی هم دارم لحظه ها و ساعت ها و ثانیه هارو برای بغل کردنت و بوسیدنت میشمارم خیلی روز های اخر دیر میگذره مامانی چون همش منتظرم که بیای البته سر وقتشا حرکاتت اوم تر شده مامان خودت و همش کش میدی دیگه انگار جا نداری که حسابی شیزنت کنی راستی بابایی اومثه بود پیشم از بندر اما   زیاد مرخصی نداشت و رفت همش 2هفته موند اما سری اتلیه رفتیم که...
29 آذر 1393

بدون عنوان

اسلام نیکا خانومی خوبی نفس مامان میدونستی شدی تمام وجودم میدونستی من چه قدر عاشقتم تمام هستی من تویی  وقتی حرکت میکنی عاشق ترم میشم با حرکتات که من وابسطه تو شدم الان داری تو شکمم مامان وول میخوری مامان الان هفته 28هستم خداروشکر حرکاتتم بیشتر شده و قوی تر همش به شکمم نگاه میکنم بالا پایین میره اصلا باورم نمیشه یه فرشته کوچولو تو شکمم دارم نمیدونم چرا باورم نمیشه مثل اینکه هرچی شکمم قلبمه  تر میشه و دردام بیشتر من انگار نمی خوام باور کتم چند هفته دیگه بغلمی حدودا 12 هفته دیگه اخ خدای بزرگ خودت میدونی چقدر عاشق این فسقلمم نیکا مامان همیشه پیشم بمون نفسم  همیشه پر جنب و جوش باش نزار مامانی استرس بکشه من هکش نگرانتم عشقم باید برم ...
7 آبان 1393